تبليغاتX
تیزهوشک


*¤°.¸¸.•´¯`**'¤°.¸¸.•تیزهوشک*¤°.¸¸.•´¯`**'¤°.¸¸.•

الهه آناهیتا

آناهیتا ، الهه آب و باروری و جنگ و نیز نگاهبان زنان در ایران باستان بوده که در میان ستارگان اقامت داشته است. نام او به معنای معصوم و بی گناه آمده است ( آن(=ضد، بی) + اهیته (= گناه،آلوده) ). تصویر او معمولاً دوشیزه ای است در شولایی طلایی با تارکی الماس نشان بر سر. آب ها نیز از متعلقات او می باشد. او را از ملازمان اهورامزدا نیز تلقی می کرده اند. همانند معادل هندی خود ، گانگا ، او نیز به بزرگی تمام آب های زمین می دانند. آناهیتا در دین زردشتی نگهبان نطفه زردشت در دریاچه ی کیانسی است چرا که تنها دوشیزه ( لقب آناهیتا ) که پاک است می تواند آن را نگهبانی کند و یا در خود بپرورد. در آیین مهرپرستی او را مادر مهر دانسته اند که از تخمه ی زردشت بارور شده است. واژه مهراب یا محراب در عربی مأخوذ از همین امر زایش مهر ( میترا ) از آب دانسته اند که مقدس ترین مکان در مسجد دانسته می شود. اردشیر سخت این الهه را تکریم کرد و در زمان او معابدی برای آناهیتا در شوش و اکباتان و بابل برپا کرد.پرستش آناهیتا در بیرون از مرزهای ایران نیز گسترش داشته است.ستایش آناهیتا راه درازی را گذرانده و در روم نام آفرودیت-ونوس با آناهیتا در پیوند بود. ناهید هم باکره و هم مادر مهر تلقی می شده و از قضا نقوش بسیاری از ناهید همراه با مهر کودکی به جا مانده است و جالب این جاست که برخی قائل به وجود شخصیتی تاریخی برای مهر-فرزند ناهید-هستند و زمان تولد او را نیمه شب بیست و چهار و یکشنبه بیست و پنجم دسامبر!!!! 

 پس از ظهور اسلام و پذیرش این دین در ایران ، نقش آناهیتا را در فرهنگ مردم حضرت فاطمه دخت نبی اکرم ایفا کرد که به معصومه ( بی گناه ) ملقبش کردند و آب را مهریه ی ازدواجش با علی دانستند. لقب دیگر فاطمه (س) ، بتول به معنای باکره هم با لقب دوشیزه آناهیتا هم خوانی دارد

 با این همه ، « مام زمین » در ایران این الهه نبوده است. اسپندارمذ یا سپنتا اَرمئیتی را که یکی از امشاسپندان بوده است مام زمین و حتی خود زمین دانسته اند و پنجمین روز هر ماه در تقویم ایرانی منسوب به اوست. در پنجمین روز ماه اسفند که روز و ماه هم نام می شوند زردشتیان جشنی به این مناسبت برگزار می کنند و آن روز هنوز هم به عنوان روز زن و روز مادر در میان زردشتیان ایران است

اینم چندتا عکس از معبد این الهه و مراقبت های ویژه از این آثار فرهنگی(حالا هی برین امضا کنین خلیج فارسه نه عرب)

منابع:

زیر نویس های کتاب راز داوینچی

هفت سنگ

فارس

 


+ به قلم تیزهوشک در یکشنبه دوم تیر 1387 و ساعت 13:53 |
دختر خانمها با سکوت هیچی درست نمی شه

 tizhooshak

tizhooshak

اگه سرت داد زدن آروم گریه کن. اگه بهت زور گفتن حتما قبول کن. اگه بهت توهین شد ساکت بمون. چرا؟چون دختری! چون به خاطر احساستی بودنت نیاز به بغض و گریه داری. چون به خاطر ضعیف بودنت نیاز داری که یه زورگو بالای سرت باشه. چون تو محکومی به مطیع و آروم و معصوم بودن. پس همه دارن احتیاجات تو رو برآورده می کنن! همه دارن بهت لطف می کنن! اما فاجعه اینجاس که گاهی این میون بعضی از خانومای واقعا محترم هم می خوان به نیازهات جواب بدن و برات زن بودن رو جا بندازن. و وای به حالت اگه فقط یه کم با اونا توی بعضی مسائل مخالف باشی.....
توی تاکسی نشستی. سمت چپ یه خانوم چاق چادری نشسته. پاهاشو طوری گذاشته که نمی تونی خودتو به سمت چپ بکشی. سمت راست یه پسر می شینه که از همون لحظه ی اول زن بودنت رو بهت یاداوری می کنه. چطوری؟ اینجوری که هی خودشو مرتب بهت نزدیک می کنه و تو باید خودتو اونطرف بکشی. انقدر ادامه پیدا می کنه که دیگه جایی نمی مونه. نفست رو حبس می کنی شاید با این کار کوچیکتر شی و جای کمتری بگیری حالا باید گرمای چندش آورش رو تحمل کنی و صدات هم در نیاد. چرا؟ چون دختر باید حیا داشته باشه. و اعتراض تو به همه اعلام می کنه که دارن به حقوقت تعرض می کنن. وای! چطور می تونی بذاری دیگران اینو بفهمن؟! مگه تو حیا نداری؟! توی ذهنت 2 تا راه رو بررسی می کنی. یا باید پیاده شی یا خودتو بیشتر جمع کنی. اگه پیداه شی دیگه معلوم نیست کی برسی تازه توی  این سرما و مه ممکنه گیر یکی بدتر ازاون بیوفتی. پس خفه می شی و بیشتر می چسبی به زنه. ماشین به میدون   می رسه. خانوم محترم همچین خودشو روت میندازه که فکر می کنی متوجه ی موقعیتت نیست. واسه ی همین با التماس نگاش می کنی به امید اینکه بفهمه و بهت کمک کنه. ولی انچنان نگاهی بهت میندازه که ازخودت خجالت می کشی. چرا؟ چون از نظر اون تو یه مفسد تمام عیاری! تو چادر نداری کلا از نظر اون خودت می خوای که از بغل یه پسر بپری بغل اون یکی. نه! تو حتی محتاج ترحم هم نیستی!به فکر نجات خودت میوفتی. به پسره که دیگه داره میاد توی دلت نگاه می کنی. اصلا به روی خودش نمیاره. اما کم کم عقب نشینی می کنه و خودشو می کشه کنار. یه نفس راحت می کشی و دست به دامن خدا میشی: خدایا چرا این مسیر انقدر طولانی شد؟ خدایا ببخش که فلان کار رو انجام دادم. دیگه تنبیه من بسه. دیگه انجامش نمی دم. خدایا خواهش می کنم. خدایا این پول رو میندازم توی صندوق صدقات تو فقط یه کاری کن که زودتر تمون شه. خدایا.......  یهو از جا می پری. آقا می خواد از توی جیب عقب شلوارش پول در بیاره این وسط یه لطفی هم یه تو میکنه. نگاش می کنی و سعی می کنی در کمال سکوت و در حالی که حیای دخترونه! رو حفظ می کنی بهش بفهمونی که اون منحوس ترین موجودیه که تا به حال دیدی. آقا چیکار می کنه؟ اینبار یه لبخند تحویلت می ده! حالا کاملا احساس یه سوسک رو درک می کنی وقتی زیر پا له می شه. به وجودت داره توهین می شه. به حقوقت داره تجاوز می شه. انسانیتت به تمسخر گرفته می شه. غرورت داره محو می شه تجاوز حتما این نیست که ببرنت توی یه خونه و هر بلایی خواستن سرت بیارن و بعد تبدیل بشی به یه زن بدون حق زندگی و زن بودن. اینم یه تجاوزه. علنی و آشکارا و در ملا عام! روزی هزار بار توی تاکسی و خیابون بهت تجاوز می کنن. به احساساتت. به شعورت به عاطفه ات به غرورت به معصومیتت به اعتقاداتت وبه دختر بودنت.
پسره دوباره از فکر درت میاره. با آرنج به پهلوت می زنه. نمی شه گفت می زنه در واقع نوازشت می کنه.
چی فکر می کنه؟ که دوست داری؟ که خوشت میاد؟ نه .می دونه که اینجوری نیست. از رفتار تو وچندین دختر قبلی خوب اینو فهمیده. پس می فهمی که در کمال آرامش داره جلوی چشم همه توهین و تجاوز به روح تو رو انجام میده. و تو میون اونهمه آدم راه نجات وپناهی نداری! دیگه جونت به لبت می رسه. توی چشماش نگاه می کنی و می گی درست بشین. و در جا پشیمون می شی. راننده از توی آینه خریدارانه نگاهت میکنه.2  تا پسر جلویی پچ پچ کنان می خندن و اون میون می شنوی که یکیشون می گه صد بار گفتم یه ماشین بگیر که صندلی عقبش خالی باشه.... و از اونطرف خانوم محترم آهسته میگه اگه بدت میومد که خودتو واسش درست نمی کردی!!!!
حس میکنی دنیا دور سرت می چرخه. احساس خفگی و لرزیدنی که نمی دونی از سرمای بیرونه یا توهین به مرز جنون می رسوننت.
تمام نیروت رو جمع میکنی و می گی : پیاده می شم آقا.
پسره وقتی می خواد پیاده شه انقدر میاد عقب که تک تک اعضای بدنت رو حس می کنه. دیگه کنترلت رو از دست می دی. هولش می دی جلو : کثافت. جلویی ها می خندن. زنه یه چیزی حواله ات میکنه شاید همون کلمه رو. و پسره با چندش آورترین صدایی که تا حالا شندیدی می گه:  جون!
برمی گردی. دلت می خواد بزنی توی دهنش. ولی سوار می شه و میره. می ره و تو می مونی. توی اون هوای سرد و تاریک توی اون مه. تو می مونی و احساسات سر کوب شدت. تو می مونی و ضعف راه رفتنت. تو می مونی اعتقادات تمسخر شده ات . تو می مونی و دوراهی هات یا بدتر از اون گمراهی هات.
اگه از یه روسری صورتی خوشت بیاد مشکل داری؟ اگه فقط آرایش رو به صرف زن بودن و نیازی که توی وجودته دوست داشته باشی خرابی؟ اگه همه جا با بابات یا داداشت یا یه مرد دیگه همراهت نباشن و خودت با ماشین مسافرکشی بیای و بری تو کسی هستی که واسه ی عرضه کردن خودت اومدی و منتظری که هر کسی روت یه قیمتی بذاره؟ اگه از یه زن بخوای حالا که احساس بی پناهی می کنی حامیت باشه باید به خاطر تفاوت ظاهریتون خودش تو رو محکوم کنه؟ توی کدوم دین و مذهب این اومده؟
حالا دیگه تو می مونی و تردید هات به دین به مذهب به جامعه به آدماش. به آدما که می رسی تو می مونی و هیولای نفرت. نفرت از زنهایی که خدا و رسولش می گن اسلام دین نیت و اونا می گن دین چادر! تو می مونی و نفرت از مردا. تو می مونی و .... نفرت از خودت .............
امروز کلی توی سرما منتظر دوستم وایسادم.وقتی اومد روی صورتش جای اشکایی بود که یخ زده بود.این اتفاقا اولین بار نیست که میوفته.اما ایکاش پسرایی که این کارا رو می کنن می فهمیدن که چه تاثری توی زندگی دیگران می ذارن. یا حداقل اگه بعضیا بیمارن اونایی که نیستن جلوی اینجور موضوعات رو بگیرن. چرا باید چندین روز به دختر خراب شه و رفتار عصبیش زندگی خونواده و نزدیکانش رو هم به هم بریزه؟ به خاطر این بعضی ها فکر می کنن این موضوع خنده داره یا سرگرم کنندس؟
اینو فقط واسه ی پسرا ننوشتم کاش دخترا هم بفهمن گاهی اوقات باید از حقوقشون دفاع کنن حتی اگه به قیمت حرفه ناجور یه آدم نفهم باشه. حداقلش اینه که خودشون آرومتر می شن. حداقلش اینه که می دونن اگه بهشون توهینی شده اونام در حد توانشون سعی کردن از شخصیتشون دفاع کنن.
با سکوت هیچوقت هیچی درست نمی شه

 

تبعيضات ظالمانه

 

اگر مردی زن نگيرد عاقل است ولي اگر زني شوهر نکند ، «بيخ ريش پدرش مانده» است

اگر مرد شبها تا صبح بيرون از منزل بماند ، «مهماني» بوده است ولي اگر زن بعد از غروب آفتاب به منزل بياد «ددر» رفته بوده و رفيق دارد

اگر مرد با خشونت صحبت کند «لحن مردانه» دارد و اگر زن با خشونت حرف بزند «بي ادب و دريده» است

اگر مرد ضيف النفس و سهل انگار باشد «جوانمرد» است ولي اگر زن بردبار و با گذشت باشد «بي عرضه و شلخته» است

اگر مرد ساعتها با کسي در گوشي صحبت کند «کسب اخبار» است و اگر زني قدری حرف بزند «وراج» است

اگر مرد در حضور ديگران به زنش محبت کند و او را ببوسد «مهربان و وفادار» است ولي اگر زن اينکار را بکند «بي حيا» است

اگر مرد پر خور باشد «خوش اشتهاء» است ولي اگر زن پر خور باشد «شکمو» است

اگر مرد چهل سال داشته باشد «جوان» است و اول چلچليش ولي اگر زني سي و پنج سال بيشتر داشته باشد «مادر فولاد زره» است

اگر مرد خراّج باشد «دست و دل باز است» و اگر زني خراّج از آب در بيايد «خانه خراب کن» است

اگر مرد خسيس باشد «مقتصد و صرفه جو» است و اگر زن بخيل باشد «گدا» است

اگر مرد موهايش سفيد شده باشد «پخته و موقر» است ولي اگر زن موهايش قدری خاکستری باشد «عجوزه و پير کفتار» است

اگر مرد کم حرف باشد «متين و سنگين» است ولي اگر زن کم حرف بزند «از خود راضي و اخمو» است

اگر مرد سبيل داشته باشد ولو هر قدر دراز و گنده و بد قواره «علامت مردانگي و زينت» است ولي اگر زني موئي در صورت داشته باشد «وای خدا بدور» نگو نگو

وقتی داشتم واسه خالم اینو می خوندم لبشو گاز گرفت و گفت حیا کن دختر اینا چیه دیگه
+ به قلم تیزهوشک در یکشنبه پنجم خرداد 1387 و ساعت 12:29 |

کامینگ سون نقطه نقطه نقطه


+ به قلم تیزهوشک در پنجشنبه دوم خرداد 1387 و ساعت 13:23 |
جالبترین عکسهای گرفته شده در گوگل ارث
اکثر شما با سامانه جهان نمای گوگل موسوم به Google earth آشنا هستید. در این مدت که این نرم افزار ارائه شده است چند عکس بیشتر از دیگر تصاویر این نرم افزار دیده شده است و بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. در زیر چند عکس از این مجموعه را با هم می بینیم. سعی شده است مختصات هر تصویر هم در زیر آن دقیق درج شود. برای دیدن بزرگتر می توانید روی هر کدام کلیک فرمائید.
آبشار ویکتوریا در زیمباوه. می توانید در این عکس قدرت گوگل ارث را حس کنید
Google Earth coordinates -17.925511,25.858223
*



معمای وینفری. یک معمای تودرتوی طبیعی که با چهره اپراه وینفری، ابرستاره دنیای مجری گری ساخته شده است. آریزونا
Google Earth coordinates 33.225488,-111.5955
*


لوگوی فورد. بزرگترین علامت تجاری جهان که متعلق به گروه خودروسازی فورد است. دیترویت. میشیگان
Google Earth coordinates 42.302284,-83.231215
*


کشتی شناور. یک کشتی که بعد از تصادف از یک سمت بر روی دریا شناور بوده است. عراق
Google Earth coordinates 30.541634,47.825445
*


تصادف کامیون. تصویری از سانحه چپ شدن یک تریلر در بیسمارک. شمال داکوتا
Google Earth coordinates 46.765669,-100.79274
*


ماشینی بر دیوار. این آخری را باید شاهکار گوگل ارث نامید. این یک باگ ( خطای نرم افزاری) بسیار مشهور در این نرم افزار است!

 برای دیدن برترین عکس های هوایی بر روی ادامه مطلب بکیلدید


برای دیدن کانتینیو اینجا بکلیکید
+ به قلم تیزهوشک در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 و ساعت 12:25 |
صمپاد و جشن

 

از گذشته چیزی ندارم که به آن برگردم


در آینده هم چیزی نیست تا برایش بروم


اما اکنون برای من است و ازآن من


پس آنرا به تو هدیه میکنم

 

جشنی بود و کفی و مجری و سازی و متنی و تیاتری و خنده ای و....غمی

جشن پری زیبایی برگزار شد

به مناسبت تولد صمپاد و هفته ی معلم

البت از یه ماه قبلش اساتید پرورشی و مدیره ی محترمه می گفتن ایهاالناس یه مطلبی چیزی ندارین واسه روز سمپاد ولی دریغ از جوابی

و تا سه روز قبل از جشن هر چه همان اساتید بزرگوار و اندیشمندان نخبه ی سال بالایی ها ندای آیا کسی هست مرا یاری کند؟؟؟ سر دادند ولی باز دریغ از جرعه ای یاری

تا اینکه دیگر رگ غیرت اندکی فرهیختگان به جوش آمده و با بستن کمربند چاغی همت تیاتری  ترتیب دادند که سعی در فایند کردن عناصر تشکیل دهندگان صمپاد بود آخرم نه فهمیدیم سازمان ملی پرورش آوارگان دخمه است؟ سازمان موش پلنگ صورتی آدامس دلفین ؟؟؟یا  سازمان ملی پرورش استعداد های درخشانه تا پروردگار متعال چه بخواهد

و

چندی متون ارزشمند و غنی خودشون رو تلاوتیدن

و موسیقی دهلی  و کلیپی بس فصیح و ارزشمند نیز  ایضا

که با خوندن متون دیگر دوستان خش ذوق و کلیپی فان تموم شد

مجری برناممون ههههم کارش پرفکت پرفکت بود

بچه هام همراهی می کردن :دیش دیش صمپاد دیش دیش صمپاد

البته کیکی نیز تهیه نموده بود که قسمت نشد آن روز تناول نموده و میل کردن آن موکول شد به روز آتی

 

پ ن۱:صمپاد را با صه صابون نگاشتیم تا شما در کف آن بمانید

پ ن۲:به دلیل مسائل امنیتی قادر به عکس برداری نبوده امید داریم تا اگر عمری کفاف داد و ما سی دی با مضمون فیلم جشن تولد سمپاد دریافت کردیم عکس هایی را اینزرت خواهیم کرد

آسمونی باشد

تیزهوشک

سنه ی یک هزار وسیصد وهستاد و۷

 

 

 


+ به قلم تیزهوشک در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 16:3 |
تست هوش!!!!

توجه به تصاوير به سوال مربوطه جواب مناسب بدهيد

.

.

.

تابلويي که در زير نصب شده نشان دهنده چه چيزي است ؟
الف : بار زدن ممنوع
ب : بار زدن ممنون
ج: حمل بار با ارتفاع چند متر ممنوع
د: حمل بار با ماشين سمت چپ ممنوع

 

****************

با توجه به شکل زير يک تساوي مناسب بنويسيد و بگوييد ما بقي جوجه ها چه شدند ؟

تست هوش

****************

کي چي گرفته ؟
الف : جغد چوب را گرفته است ؟
ب : دست جغد را گرفته است ؟
ج : دست چوب را گرفته است ؟
د : شما ما را گرفته اي ؟

****************

کدام سگ اول خوابيده است ؟
الف: سگ سياه با چانه زرد
ب : اوني که دستش درازه
ج : خوابشون نمياد
د : اينها گربه اند

****************

کدام يک از شخصيتهاي زير نسبت به ديگران شنگولتر است ؟
الف : هاميشه ميروزکي - نفر بالا سمت چپ
ب : بوگوتا ميره بالا - نفر بالا سمت راست
ج :چوزوکي لب و لوچه - نفر پايي سمت چپ
د : ميشاکي دک و دنده - * نفر وسط ايستاده 

اينم بايد بگم ؟! مشخصه که پاييني سمت راست

****************

کروکي اين تصادف را کشيده و مقصر را مشخص نماييد

****************

داخل بيست ليتري آبي کنار فيل چه بوده است ؟
الف : آب
ب: آب شنگولي
ج : 20 ليتر کمتر است
د : چه نبوده است

****************

به نظر شما اين شکلک بعد از اصابت است يا قبل آن ؟
الف : آري
ب : خير
ج : کفشش قشنگه
د : قرمزته

****************

نام اين حرکت چيست ؟
الف : چار دست و پا در تور
ب : جفتک براي توپ
ج : بر چشم لعنت شور 
د : شطرنج

****************

پيدا کنيد پرتغال فروش را

****************

دليل خنده فيل و فيلبان را بيابيد (گزينه ها اختياري ميباشد) فقط بيابيد

****************

با دقت کامل هدف را مشخص کنيد

****************

با استفاده از معادلات چند مجهولي تعداد دندانهاي سفيد اين کوچولو را بيابيد

****************

اين مرد به چه مينگرد ؟
الف : توپ
ب: بند کفش
ج : به آينده
د : او نابيناست

 

****************

دليل عکس العمل زير چيست ؟
الف: زمين سفت است 
ب : چمن تيز است 
ج : چشاش ريز است
د : توپ کو ؟

****************

در پايان دو تا سوال مهم و سخت و درد آور مطرح ميکنم که هنوز کسي موفق به پاسخگويي اونا نشده اميدوارم يک روز صورت مسئله پاک بشه و چنين تصويرهايي براي طرح سوال وجود نداشته باشه خواهش ميکنم کمي روش تامل کنيد

.

.

.

.

در جاي خالي کلمه مناسب بگذاريد
آن زن در ....... ، .........  دارد 
الف : دست ، چيپس
ب : دل ، غم 
ج : پاکت ، هيچ
د : ياد ، صدها خاطره

****************

فقط چرا ؟ ؟ ؟!!!!؟

منبع:

روزانه آنلاین


+ به قلم تیزهوشک در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387 و ساعت 21:46 |
زندگانی ما تیزهوشکیان
وقتی من به دنیا اومدم .. همیشه حس می کردم که از هم سن و سال هام بزرگ ترم!!

من اسباب بازی های متفاوت داشتم.و مثل بچه های دیگه عادی نبودم.


و یک کمی خواب آلود




البته به راحتی به خواب نمی رفتم!




یواش یواش عشقی فکر کردم.



یه کار هایی هم می کردم



بزرگ تر که شدم پی بازی بودم.

آخه سر به هوا بودم و اینجوری می شدم>>>>

همیشه یه جوری جلوی پیشرفتم گرفته می شد





برای دیدن کانتینیو اینجا بکلیکید
+ به قلم تیزهوشک در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 و ساعت 14:34 |
دوباره خانه بوي غم گرفته***دل بيچاره‌ام ماتم گرفته

 

 

 

 

روزگار می چر خد و خستگی و ز ندگی و مر دگی و برهنگی به ما می دهد

 

چه قدر این پست با پست قبلی متفاوته

 

پستای قبلی درباره ی شادی نوروز سفر و زنده گی بود ولی حالا این پست به خاطر مرگ به خاطر مرگ عزیزانمان است

 

اوایل مهر ماه یکی از بچه های راهنمایی فرزانگان اینقدر رود خانه ی زندگیش زود خشکید که حتی فرصت چشیدن طعم زندگی را نکرد

 

چند روز پیش یکی از معلمین ادبیات ،سرکار خانم افضل  دار فانی را وداع گفت

 

در تابستان نیز یکی از معلمین مرکز شهید صدوقی آقای ابوالقاسمی فوت کردند

  

مادر یکی از دوستان خوبمون م.خ نیز مادرش را در اثر بیماری سرطان از دست داد

روحشان قرین رحمت

 

یکی از معلمین مدرسه هم در تهران بستری هستند و ما امیدوارم هرچه زودتر حالشون رو به بهبودی بره

 

نمی دونم چی بگم انگار مدرسه رو بوی مرگ گرفته

 

برای کار

کاری برای تخت

تختی برای خواب

خوابی برای جان

جانی برای مرگ

مرگی برای یاد

یادی برای سنگ

این بود زندگی

دوست رفته است

کجا بجویمش؟؟؟

 




 

 

 

 


+ به قلم تیزهوشک در جمعه بیست و سوم فروردین 1387 و ساعت 14:30 |
اندر احوالات مردسه-عید-7س

سامو علیک

 

سال و مال و حال و اصل و نسب و بخت و تخت

بادت شهریاری برقراری بر دوام

سال خرم،فال نیکو،مال وافر،حال خوش

اصل ثابت،نسل باقی،تخت عالی،بخت رام

سال نو فرخنده باد

 

عکس هایی از سفره هفتسین بروبچز اول در تیزهوشکستان

به دلیل نبودن امکانات مجبور سوزوندن ملکول خاکستری و خرج اندکی خلاقیت شدیم

و باز هم به دلیل نبود بعضی دیگر امکانات به جرکه چیپس سرکه ای گزاردیم

 

 

 

آسمونی باشید


+ به قلم تیزهوشک در پنجشنبه یکم فروردین 1387 و ساعت 19:18 |
ما به قم رفتیم

آری ما به همراه یاران خود و مربیان عالیقدرمان به قم رفتیم

به به

جید جید

من از همین جا به تمام پرسنل هشیار مدرسمان خدا قوت گفته و می گویم خیییییلی ممنون

ما با دادن وجه نقدی ۲۵هزار تومان پول رایج مملکت به مدت دو روز که می کند معادل ۴۸ساعت راهی قم شدیم

مسافرت شگفت انگیزناکی بود

یک بار ساعت۴ صبح با پای مبارکمان به جمکران رفته و نیمی از یاران شفیق در آنجا اسلیپ کرده و خواب ۳پادشاه باقیمانده را دیدند

از اقامتگاهمان هم چیزی نگویم بهتر است تا خدای ناکرده شما خوانندگان محترم فکر نکنید ما پولمان حرامید

تنها به غذای آنجا اشاره می کنم که ظهری به ما مرغی دادند که من با تیزهوشی تمام فهمیدم که آنها قصد ترور ما فرهیختگان ایران را داشته اند چرا که به محض تناول نمودن ماکیان بریان بمانند خنجر آبدیده در گلو و دلمان ولوا و زخمی ایجاد می شد که ما که سهل است حتی غول های محله ی غول آباد نیز قادر به خوردن آن نبودند

 به جون خودم

و برای شام نیز آب مرغ آن را نگه داشتند تا با لپه و چیپس خلالی مزمز به عنوان آبگوشت قیمه به خوردمان دادند جایتان بس خالی بود تا نانی در آن تلیت کنیم و پیازی بتکانیم و .....

علاوه بر آن قرار بود به کتابخانه جناب مرعشی برویم که به دلیل هماهنگی های لازمه یادشان رفت بگویند اجازه ی ورود نداریم  و چون وقت ما فرهیختگان به قیمت طلا که نه به قیمت سرب هم نبود دو ساعتی در پیاده رو آنجا علاف بودیم

و تنها شانسی که آوردیم آن بود که به دلیل کسرت ۷۰تایی کسی ما را به جای گدا گودول و پلنگان صورتی که متواری شده اند  اشتب نگرفت

خدایا شکرت الهیییی

خوب تا اینجا که خوب

آدم دردش اینجاست که با وجود تاخیر دو ساعتی قطار و اینکه ما ساعت ۸وپانزده "رسیدیم ولی باز به مدرسه رفته و شروع به تحصیل علم کردیم

و این بود گزیده ای از خاطرات شیرین اردوی زمستانی

آسمونی باشید


+ به قلم تیزهوشک در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 و ساعت 20:11 |
Template Designer: kiyanoosh ansari - kiyansoft | © 2005 - 2006 tizhooshak.Blogfa.Com